|
|
|
|
|
یک داستان ، یک واقعیت... داستانی در مورد یک پدر. پدری مهربان.پدری نمونه.پدری که عاشق بود. عاشق خدا ، عاشق دین ، عاشق اصول ، عاشق خدمت و ... . کسی که از دوران جنگ تحمیلی ترکشی در بدنش به یادگار داشت. کسی که فکر و ذکرش خدمت به خلق بود ؛ خدمت به مردم. به همین دلیل با وجود اینکه بعد از جنگ در عضویت سپاه پاسداران بود اما امتحان کنکور داد و در دانشگاه بقیت الله(عج) تهران رشته ی پزشکی قبول شد.مشکلات فراوان زندگی در شهری غریب و وجود همسر وچهار فرزند با حقوق دانشجویی به هیچ وجه پدر را از پا درنیاورد. وی همچنان با تلاش فراوان به تحصیلش با هدف خدمت ادامه داد و سختیها را با توکل بر خدا پشت سر گذاشت. پدر شخصیتی مثال زدنی داشت و به زعم اقوام و دوستان و همسایه ها و ... یک انسان کامل بود.همه با او درد دل می کردن و از او مشورت می گرفتند. حتی جوانان محله که خیلی او را نمی شناخت اما باهمان یکی دو مرتبه که دیده بودنش شدیدا تحت تاثیر شخصیتش قرار گرفته بودند. خدا یزید را آفریده تا امام حسین (ع) را به همه معرفی کند . تا یزیدیان نباشند حسینیان هم نیستند. پدر هم روزی به آرزویش رسید. در یک روز تعطیلات عید نوروز عده ای یزیدی پیدا شدند و پدر را در مقابل درب منزلش حسینی وار به شهادت رساندند. پدر رفت و عکسی از پیکر غرق به خونش در میان قاب چشمان فرزند به یادگار گذاشت. جای پدر خالیست.جای پدرها خالیست.پدرهایی که با بودنشان کسی جرئت نمی کرد به اسلاممان نگاه چپ بکند ، به رهبرمان بی احترامی کند. جای پدر خالیست هروقت که مشکلی برای یکی از آشنایان پیش می آید و دیگرکسی نیست که آنرا حل کند. جای پدر خالیست هرگاه صحبت از مادربزرگ و خانه سالمندان می شود. آری دیگر پدر نیست اما خدا خودش فرموده که شهدا زنده اند و نمرده اند . پس پدر هست.روحش همیشه مراقب فرزندش و فرزندانش هست و و هیچ زمان ما را تنها نمی گزارد. وظیفه ی ما هم اینست که راه اورا ادامه دهیم و هر وقت مشکلی داشتیم ، از او مدد بگیریم. یادش گرامی ... شادی روح شهید احمد فتحی صلوات |
||
|
|
|
|
|
بیانیه ی بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نیشابور به مناسبت هفته ی بسیج بسیج لشکر مخلص خداست. این کلام امام عزیز است . و مفهوم آن اینست که بسیجی برای خدا کار می کند و از هیچ کسی جز خدا اجر و مزدی نمی خواهد. و با همین انگیزه تمام اهدافش را جامه ی عمل می پوشاند. چرا که منزلت انسان را درک کرده و می داند هیچ چیزی جز لقاءالله نمی تواند پاداشی درخور شأن یک انسان باشد. بسیج طلایه دار سپاه اسلام است . از ابتدای انقلاب تا کنون مشاهده کرده ایم که در همه ی زمینه های علمی ، فرهنگی ، نظامی و دینی ؛ این بسیجیان بوده اند که در خط مقدم این جبهه فعالیت داشته اند. بسیجی جان بر کف است. بسیجی گوش به فرمان است.گوش به فرمان رهبرش. همان رهبری که ندای «این عمار» را همچون فریاد «هل من ناصرینصرنی» امام حسین (ع) سرداد. و امروز ما بسیجیان اعلام می کنیم که دیگر نمی گذاریم اماممان در میان لشکر اعداء تنها بماند. دیگر نمی گذاریم کسی به خیمه ی امام سنگ بزند.ما با یاری خداوند متعال هرگز جبهه ی اسلام را خالی نخواهیم گذاشت و اگر تمام دنیا بر علیه مان باشد دست از یاری سلمان خاندان نبوت برنمی داریم تا نکند روزی رهبرمان چون امام علی(ع) سر در چاه فرو برد و با چاه درد دل کند. امروز سلاح ما بسیجیان تقوا و بصیرت است و بصیرت همان چیزی است که از فرمانده مان آموخته ایم. بصیرت همان چراغی است که بوسیله آن راه را در فضای غبارآلود فتنه از بیراه شناختیم و از امتحان عظیم الهی سربلند بیرون آمدیم. و در پایان سوالی دارم از آنهایی که انگ جیره خوار بودن به ما می زنند. همان کسانی که اخیرا در بیانیه های کذایی خود بسیج را رشوه بگیر معرفی می کنند. آیا در مکتب شما پایبندی به ارزشها و اعتقادات جیره خواری است؟ آیا شما کسانی را که نمی گذارند اسلام و مقدسات زیر پا لگدمال شود رشوه بگیر می دانید؟ اگر جواب شما آری است پس بدانید که ما همان جیره خواران هستیم که شما می گوئید. اما بگذارید جواب را با اصولی که خودمان آموخته ایم بدهم. شما که زمانی ظاهرا افتخارت این بود که بسیجی هستی باید بدانی جیره خواری یعنی مفتضحانه بر طبل دشمن کوبیدن . جیره خواری یعنی اینکه هرچه ما بگوییم دشمن برایمان سوت و کف بزند.جیره خواری یعنی اعضای اتاق فکرمان بروند به مستکبران پناهنده شوند ، با رسانه های آنها مصاحبه کنند و علیه اسلام و مبانی اسلامی مقاله چاپ کنند. بسیج همان تفکری است که امام عزیزمان پایه ریزی کردند و بسیجیان در پای این تفکر خونها ریختند و انشاءالله تا ظهور منجی عالم بشریت حضرت بقیت الله الاعظم (عج) این نهضت و این شور همچنان ادامه داشته باشد. والسلام علیکم و علی عبادالله الصالحین |
||
|
|
|
|
|
شرمنده ام شهدا... شرمنده ام شهدا از اینکه نامم بسیجی است ، اما گاهی اوقات خطاهایی مرتکب می شوم که روی دشمن را سفید می کنم. شرمنده ام از اینکه نام شما را با خودم یدک می کشم اما راه شما را هرازچندگاهی گم می کنم و به بیراهه می روم. شرمنده ام از اینکه آرزوی شهادت دارم ولی لیاقت شهادت ندارم. شما در هر نام و با هر لباسی روسفید شدید و من در هر جایگاهی و در هر کلاسی نتوانستم نمره ی قبولی را کسب کنم. در جایگاه بندگی خدا هر روز کوله باری از گناه بر روی دوشم حمل می کنم. هر روز قلب امام زمانم را به درد می آورم و هر هفته آقای غریبم بر گناهان من می گرید. نمی دانم از چه رو نام خودم را گذاشته ام سرباز ولایت در حالیکه سرباز باید گوش به فرمان فرمانده اش باشد نه اینکه بر خلاف اوامر او رفتار کند. سرباز باید الگویش فرمانده اش باشد . همان فرمانده ای که در زمان ریاست جمهوریش حاضر بود خود به امر فرمانده اش از منصب ریاست جمهوری به مسئولیت عقیدتی سیاسی یک پاسگاه مرزی تنزل پیدا کند. همان فرمانده ای که بالاترین سمت کشوری را دارد اما خود را خادم ملت می داند. و اما در مورد من ؛ اگر روزی کوچکترین منصبی به من بدهند ، من به سرعت خودم را گم می کنم و خیال می کنم که باید به همه زیردستانم دستور بدهم.
شرمنده ام شهدا از اینکه نام شما لقلقه ی زبانم شده و یاد شما از دلم رفته است
. شرمنده ام . همین...
|
||
|
|
|
|
|
نگذاشتند حرف اماممان روی زمین بماند چند روز پیش که سری به وصیتنامه ی شهدا زده بودم چشمم به مطلبی افتاد که به کلی ذهنم را به خودش مشغول کرد . جمله ای کوتاه از یک شهید که از خیلی از سخنرانی های چند ساعته بعضی از آقایان ارزشش بیشتر است. « فقط نگذارید حرف اماممان روی زمین بماند همین » حرفی که خیلی به آن عمل شده است. مثلا امام فرمود : «فرهنگ باید متحول بشود. باید در جامعه فرهنگ اسلام پیاده بشود » البته حرف امام را زمین نگذاشتند همان هایی که دم از آزادی زدند . اسلام به نقد کشیده می شد. مقالات زیادی در مقابل قوانین اسلام می نوشتند و همه ی مقدسات را زیر سوال می بردند. امام فرمود : « در غرب خبری نیست. شما باید مستقل باشید » باز هم حرف امام روی زمین نماند آن زمان که دم از گفت و گوی تمدن ها زدند و حرف از ارتباط با غرب به میان آمد. امام فرمود : « وظیفه ی ماست که در مقابل ابرقدرتها بایستیم و قدرت ایستادن هم داریم.» باز هم حرف امام روی زمین نماند. به دلیل تهدیدات آمریکا تمام تعلیقات هسته ای را براحتی پذیرفتند.نامه ی برائت از محور شرارت به آمریکا دادند و حاضر شدند حذب الله لبنان را خلع سلاح کنند . حتی در زمانی که ایران با اقتدار در مقابل ابرقدرتهای غرب ایستاد گفتند ایران بر روی لبه ی پرتگاه قرار گرفته است. امام فرمود : « در میان مردم باشید و خود را از مردم جدا نکنید. خوی کاخ نشینی را از خودتان دور کنید چرا که برای زندگی اسلامی مضر است. » باز هم نگذاشتند حرف امام روی زمین بماند آنهایی که در کاخ های خود زندگی میکردند و در زمان مسئولیتشان به همدیگر هدایای چندصد میلیونی میدادند و حتی برای بعد از مسئولیت هاشان برنامه ریزی کرده بودند . همین ولایت پذیری این افراد باعث شد که امروز یک عده بی سر و پا به خیابان بریزند و شعار «جمهوری ایرانی » سر بدهند. با همه ی این مسائل و اتفاقات هنوز هم عده ای پیدا می شوند که نگذارند حرف رهبرمان بر روی زمین بماند. به عنوان مثال ایشان فرمودند : «کرسی های آزاداندیشی ترتیب بدهید.» سالها گذشت تا بالاخره زمانی که به خیلی از مشکلات برخوردند تصمیم به برگزاری آن کردند . دستورالعملی مبنی بر مبارزه با مفاسد اقتصادی ارائه شد. حال پس از ده سال بالاخره کسی پیدا شد که راجع به آن صحبت کند . البته امیدوارم که از مرحله ی حرف کمی فراتر رود. حرفهایم هنوز تمام نشده است ولی حیف که کارهای شخصی زیادی دارم و باید بروم به آنها بپردازم و بیشتر از این وقت ندارم اما امیدوارم که یک نفر پیدا بشود و نگذارد حرف امام بر روی زمین بماند. |
||
|
|
|
|
|
الا ای چاه یارم را گرفتند گلم عشقم بهارم را گرفتند
میان کوچه ها با ضرب سیلی همه دار و ندارم را گرفتند
|
||
|
|
|
|
|
سال ۱۳۵۹ بود . آمریکا با کلی تجهیزات و نیرو تصمیم به انجام یک کودتا گرفت .فاصله ی زیادی را تا صحرای طبس بدون مشکل آمده بودند اما در آنجا که یک قدمی تهران بود و دیگر کارشان چندان سخت به نظر نمی رسید گرفتار طوفانی شدند که از آن همه تجهیزات هیچ باقی نماند.
خدا در این واقعه و در خیلی از اتفاقات دیگر در این کشور به ما نشان داده که انقلاب اسلامی تنها نیست و پشتوانه محکمی چون او را دارد. اما وظیفه ما چیست ؟ ... آیا ما باید بشینیم و منتظر باشیم که خدا دسیسه های دشمن را خنثی کند؟ ... ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم... دشمن همیشه در حال دسیسه و توطئه است و هیچ گاه بیکار نمی ماند اما اکنون این را هم میداند که کودتا و جنگ علیه ایران فایده ای ندارد ... پس به این فکر می افتد که فتنه ای ترتیب دهد و افرادی را چه آگاه و چه نا آگاه از میان خودمان به جان نظام اسلامی بیاندازد... الحمدلله فتنه سبز هم به فضل الهی و با درایت رهبر عزیزمان خنثی شد. اما بنا به فرموده ایشان باید بصیرت خودمان را بالا ببریم تا دیگر گرفتار فتنه ها نشویم.
|
||
|
|
|
|
|
تو این روز که آخرین روز تعطیلات نوروزه ، رسمه که مردم از خونه بزنن بیرون و یه روز رو تو پارک و دشت و غیره خوش باشن و خلاصه با طبیعت واقعی آشتی کنن. واسه همینم اون سبزه های تقلبی که اول عید درست کردن رو می ریزن بیرون. چون دیگه اونا پلاسیده شدن. البته توی مشهد به دلیل بارون و تگرگ و سیل و زلزله و ... که هواشناسی اعلام کرده بود ، فکر نکنم بجز همه مردم کسی بیرون رفته باشه. بهرحال من که جایی نرفتم. اصل مطلب : امیدوارم این سبزای تقلبی که اواخر سال گذشته یکم گردوخاک کردن که البته میدونم همش زیر سراین آمریکای نامردِ بلا بود ، تو این روز سبز تقلبی کُشون ، سبزای تقلبی شون رو بریزن بیرون و به سبز واقعی که سبز علویه ملحق بشن..
|
||
|
|
|
|
|
از نظر اسلام هیچ فردی و یا گروهی نمی تواند بر فرد یا گروه دیگر حکومت کند زیرا نمی توان گفت که آن فرد مصلحت آن جامعه را می داند. و یا نمی توان گفت که وی مصون از اشتباه است و جامعه را به تباهی نمی کشاند. هر چند که ممکن است میلیونها نفر اورا انتخاب کرده باشند . چرا که امکان اشتباه کردن همه ی انسانها نیز وجود دارد و نمی توان گفت چون همه یک کاری را انجام می دهند پس آن کار صحیح است. خداوند در قرآن به پیامبرش می فرماید: "آنچه را به تو ابلاغ می شود بدون کم و کاستی به مردم بگو حتی اگر همه با آن مخالفت کردند." این سخن نشان میدهد که ممکن است همه ی مردم با هم اشتباه کنند. تنها کسی که مطلقا خطا نمی کند و مصلحت انسانها را به خوبی می داند ، خداوند است . بنابراین هیچ فردی حق حکومت بر دیگری را ندارد و هیچ فردی حق اطاعت از غیر خدا را ندارد. "اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم". در این آیه شریف مشخص است که باید از خدا و رسول او و آن کسانی که خداوند آنها را از اولیاء خودش معرفی می کند ، اطاعت کرد . در دوران پیامبر اکرم(ص) خود ایشان به دستور خداوند ولی مردم بودند و بعد از ایشان 11 امام معصوم (ع) بودند که همیشه در تلاش برای تشکیل حکومت بودند و با طاغوت زمان خود مبارزه می کردند. تا بالاخره به آخرین امام رسید. حضرت بقیةالله الاعظم (عج) بنا به مصالح الهی از نظرها پنهان گشته و در دوران غیبت صغری ایشان نائبانی را در میان مردم فرستادند تا در غیبت امام ، مردم بدون ولی رها نشوند. حال چگونه ممکن است در دوران غیبت کبری که مدتی طولانی و نا معلوم دارد ، خداوند مردم را بدون جانشین در روی زمین رها کند؟ بنابراین در زمان غیبت کبری ، این وظیفه سنگین بر عهده علمای اسلام است که به گفته ی پیامبر (ص) مقامشان از انبیای الهی بالاتر است. از آنجا که اسلام همیشه مردم را پایه و اساس جامعه معرفی می کند ، و مشورت را از اعمال بسیار مهم و حیاتی یک جامعه می داند ، بنابراین نمی توان نقش مردم را در تعیین سرنوشت جامعه خویش نادیده گرفت. بحمدالله در کشور ما که اکنون تنها حکومت اسلامی در دنیاست ، این مسئله به خوبی پیاده میشود و هرسال مردم عزیزمان پرشورتر از سال قبل به حمایت از اسلام و ایران پای صندوق های رای می روند و بار دیگر به جمهوری اسلامی رای آری می دهند. |
||
|
|
|
|
|
نظام اسلامى به انسانها سعادت ميدهد. نظام اسلامى هم يعنى آن نظامى كه مبنى بر هندسهى الهى است براى جامعه؛ مبنى بر نقشهى خداست در جامعه. اگر اين نقشه تحقق پيدا كرد، خيلى از تخلفات فردى و شخصى و جزئى قابل اغماض خواهد بود. روايت معروفى است كه نقل حديث قدسى را ميكند: «لأعذّبنّ كلّ رعيّة اطاعت اماما جائرا ليس من اللَّه و لو كانت الرّعيّة فى اعمالها برّة تقيّة». نقطهى مقابلش: «و لأعفونّ عن كلّ رعيّة اطاعت اماما عادلا من اللَّه و ان كانت الرّعيّة فى اعمالها ظالمة مسيئة». يعنى كار فردى و تخلف فردى در يك نظام عظيم اجتماعى كه حركت عمومى به يك سمت درستى است، قابل اغماض است؛ يا شايد به تعبير دقيقتر، قابل اصلاح است؛ بالاخره ميتواند اين جامعه را، اين افراد را به سرمنزل مقصود برساند؛ برخلاف اينكه اگر چنانچه نه، اعمال فردى درست بود، اما روابط اجتماعى، نظامات اجتماعى، نظامات غلطى بود، نظامات جائرى بود، نظاماتِ از ناحيهى خدا نبود، از ناحيهى شيطان بود، از ناحيهى نفس بود، اعمال فردى نميتواند اين جامعه را بالاخره به سرمنزل مقصود برساند؛ آن چيزى كه مطلوب شرايع الهى است از سعادت انسان، آن را نميتواند برايشان به وجود بياورد. بنابراين مسئلهى اطاعت كلان و اينكه انسان خط الهى را جستجو كند و بيابد و آن را دنبال كند، بسيار اهميت پيدا ميكند.
(گزیده ای از سخنان مقام معظم رهبری (دامت برماته) در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان) |
||
|
+
نوشته شده در 88/12/28ساعت 13:50 توسط حمید فتحی
|
||
|
|
|
|
|
خمینی رفت فرزندش علی هست خدا را شکر بر امت ولی هست
|
||
|
+
نوشته شده در 88/12/28ساعت 13:26 توسط حمید فتحی
|
||